یکشنبه ۱۰ فروردین ۱۳۹۹
۹ راه خلاقانه برای شناسایی و درک احساسات تان

۹ راه خلاقانه برای شناسایی و درک احساسات تان

اختصاصی چاره چی/ ما احساسات مان را احساس می کنیم حتی اگر سال ها گذشته باشد و وانمود کنیم که دیگر وجود ندارند یا وقتی که اجازه دادیم روی تصمیم های ما تاثیر بگذارند و از شدت آنها می ترسیم.

به عبارتی دیگر، مهم نیست اگر هرگز یاد نگرفتید تا به طور موثر احساسات تان را مدیریت کنید، یا در صورت انجام این کار احساس ناراحتی می کنید یا آن را در گذشته نادیده گرفته اید. چون می توانید همین الان شروع کنید یاد بگیرید.

مهم است بدانید که انواع مختلف سلامت و راه های مختلفی برای پردازش سلامت وجود دارد. کلید اصلی این است که استراتژی هایی که با شما همسو هستند را پیدا کنید و مجموعه ای از مهارت هایی که بتوانید بر آنها غلبه کنید را پیدا کنید.

لیزا ام. شاب، روان درمانگر اخیرا کتاب جالبی با عنوان احساساتت را اینجا بگذار نوشته است که در آن ۱۰۰ راه خلاقانه ای که به نوجوانان کمک می کند تا بتوانند در لحظه احساسات شان را بیان کرده و کاهش بدهند، ارایه کرده است.

این روش ها مبتنی بر درمان های مختلفی هستند از جمله درمان رفتاری شناختی، درمان های مبتنی بر ذهن آگاهی و علوم اعصاب.

در اینجا ۹ روش محبوب را برایتان آورده ایم. چراکه حتما نباید نوجوان باشید تا بتوانید از مزایای این روش ها و ابزارها منتفع شوید.

 

  • از خودتان بپرسید: چقدر صدای احساسم بلند است؟ آیا یک هشدار آتش، موتورسیکلت، طبل، واق واق سگ، خرد شدن چیپس، صدای دوست، لالایی، نجوا یا تکان خوردن پر است؟ حالا یک نفس عمیق بکشید و صدای آن را کم کنید.
  • چشم های تان را ببندید و تصور کنید بالای کوهی ایستاده اید. یک باران آرامی احساسات تان را می شوید. از بازوهای تان، قفسه سینه تان و پاهای تان پایین می چکد. از جوی آب روی کوه پایین می آید، جوی ها با هم جمع می شوند و به رودخانه می ریزند. به احساسات تان نگاه کنید که چگونه به رودخانه و سپس دریا ریخته می شوند. حالا چه احساسی دارید؟
  • احساسات تان را بنویسید یا نقاشی کنید. تصور کنید اگر حیوان، رنگ، غذا، موسیقی و یک شگفتی طبیعت بود، چه شکلی بود.
  • این جمله ها را کامل کنید: من نمی توانم …… را تغییر دهم. اما می توتم انتخاب کنم ….. فکر کنم. چون بخاطر داشته باشید که شما می توانید حتی در سخت ترین موقعیت ها هم ذهنیت تان را تغییر دهید.
  • پنج تفکر بیش از حد افراطی خود را که احساسات تان را تحریک می کند، لیست کنید. سپس از یک دید درست تر و دقیق تر دوباره آنها را بازنویسی کنید. برای مثال، می توانید عبارت «من همیشه تنها خواهم بود» را به «من الان تنها هستم اما به این معنی نیست که همیشه تنها خواهم بود» تغییر دهید. عبارت «من نمی توانم این کار را انجام دهم» به «بله، این واقعا سخت است اما من از پس چیزهای سخت برآمده ام. می توانم این را هم انجام دهم و اگر نیاز شد، کمک می گیرم. از چه منابعی می توانم کمک بگیرم؟» تغییر دهید.
  • دیالوگی را بین خودتان و احساسات تان برقرار کنید. با عشق و مهربانی صحبت کنید.
  • یک دوست پیامی به شما ارسال می کند که دقیقا همان چیزی است که شما نیاز دارید بشنوید تا کمک کند آرام شوید. آنها چه چیزی به شما می گویند؟
  • چشم های تان را ببندید، عمیق نفس بکشید. خورشید را تصور کنید. بارش باران، جریان جوی آب، شکوفه گل ها، ستاره های چشمک زن، تپه شنی یا …. . تصور کنید شما می توانید با این طبیعت دربیامیزید و یکی از اجزای آن شوید. بنویسید این کار شبیه چه چیزی است.
  • تصور کنید در عمق درون شما یک منطقه امنی وجود دارد. این منطقه چگونه به نظر می رسد و شبیه چه چیزی است؟ چشم های تان را ببندید و همین الان با آن ارتباط برقرار کنید.

احساسات ما بسیار بزرگ و غافلگیرکننده هستند به حدی که منجر می شوند ما آنها را نادیده بگیریم و تصور کنیم هرگز نمی توانیم بر آنها چیره شویم. اما می توانید به آرامی و به تدریج با آنها کار کنید و در تعامل باشید. می توانید با سرعتی که احساس امنیت کنید، عمل کنید.

با استراتژی شروع کنید که به نظرتان جالب یا ساده یا راحت یا مهربان یا هر چیزی است که باعث شود شما دوست داشته باشید آن را امتحان کنید، شروع کنید.

منبع: psychcentral.com

(Visited 6 times, 1 visits today)

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *