جمعه ۰۴ مهر ۱۳۹۹
با این فرمول منطقه انرژی تان را پیدا کنید تا ديگر در زندگی سردرگم نباشید!

با این فرمول منطقه انرژی تان را پیدا کنید تا ديگر در زندگی سردرگم نباشید!

همه مردم دوست دارند سطح زندگی خود را بالاتر ببرند. هر روز به این امید از خواب بیدار می شوند که امروز بهتر کار کنند تا بتوانند به رویاهای خودشان دست پیدا کنند. اما کمتر کسی در بین ما وجود دارد که به طور ۱۰۰% موفق شده باشد!! دلیلش بسیار ساده است.

زیرا ما اغلب کارهایی را انجام می دهیم که در منطقه انرژی ما نیستند و همین امر سبب می شود که میزان موفقیت ما در آن ها کم باشد.

ساده تر بگوییم. اشتباه ما در انتخاب است. انتخاب شغل، فرد مورد علاقه و …. این انتخاب ها را از روی فاکتورهای مهم انجام نمی دهیم و نتیجه اش عدم دستیابی به موفقیت واقعی می شود.

منطقه انرژی چیست؟

۴ فاکتور وجود دارد که اگر بر اساس آن انتخاب های خود را انجام دهیم، کاری که بیشتر آن فاکتورها را دارد یعنی در منطقه انرژی ماست. وقتی یک کاری در منطقه انرژی ما قرار می گیرد یعنی ما تمام توانمان را به صورت غریزی برای آن خواهیم گذاشت و در نهایت حتماً موفقیت را به همراه خواهد داشت.

شما باید منطقه انرژی خود را پیدا کنید. این در همه ما نهفته است اما بیشتر مردم سالیان دراز است که حتی یک بار هم از آن استفاده نکرده اند. مانند یک آتش فشان که نیمه خاموش است و منتظر یک جرقه برای فوران است.

اگر منطقه انرژی شما فعال شود دیگر هیچ چیزی جلودارتان نیست. زندگی شما روی روال خواهد افتاد و به سرعت رشد خواهید کرد. پس نکته همین جاست، شما باید منطقه انرژی خود را کشف کنید تا با استفاده از آن به موفقیت هایی که سال هاست منتظرش هستید دست پیدا کنید. برای این کار باید چند نکته زیر را در نظر بگیرید.

عشق اولین نقطه از چند ضلعی منطقه انرژی

منطقه قدرت اگر درون یک چند ضلعی باشد؛ اولین نقطه آن شور و شوق است. شور و نشاط یا همان عشق چیزی است که همه معادلات را به هم میزند. شما اگر خسته، گرسنه و بی حوصله باشید فقط عشق می تواند ناگهان همه این ها را به فراموشی بسپارد و شما را از زمین جدا کند.

عشق برایتان شجاعت را به همراه دارد و در پس آن بی پروایی در انجام کاری که به آن عشق می ورزید. فقط عشق می توانند خطر را در ذهن شما پاک کند و هیچ چیز را نبینید تا وقتی که به مقصد می رسید. عشق فراتر از یک خوشبختی ساده است.

برای مثال:

ورزشکار شدن: همیشه دیدن بازی های ورزشی برای من هیجان انگیز بوده است و بیشتر مسابقات را دنبال می کنم.
نقاش شدن: به نقاشی علاقه دارم اما هیچ وقت بخاطر نقاشی آنقدر هیجان زده نشدم.

نقطه دوم، بازخورد رفتار و عملکرد

بازخورد بخش دیگری است که در آن می توانید سرنخ های منطقه قدرتتان را پیدا کنید. اغلب ما نمی دانیم که خودمان در چه وضعیتی هستیم. نگاه ما از درون به بیرون است و از وضعیت کارهایمان یا حتی عملکرد خودمان به خوبی باخبر نمی شویم. اما گرفتن بازخورد از شیوه کار و زندگی ما و اینکه کجای کار را قوی تر هستیم می تواند به ما کمک کند تا نقاط قدرت خود را پیدا کنیم.

برای دریافت بهترین بازخورد از رفتار خودمان بهتر است به دوستان نزدیک و خانواده مان رجوع کنیم. از آن ها بخواهیم به شما بگویند که به نظر آنها شما در چه چیزهایی خوب هستید.

بعد از اینکه نظر دیگران را گرفتید می توانید نگاهی به زندگی گذشته خود بیندازید. مثلاً یادآوری کنید که

  • آیا شما در درس خواندن خوب هستید؟
  • آیا در هنر یا در ورزش استعداد دارید؟

همه این ها را شروع کنید به نوشتن، آن بخش هایی که عمل کردید و بازخورد خوبی از آن در گذشته گرفتید می تواند یکی از نقاط قدرت شما باشد.

ورزشکار شدن: مادرم و برادرم میگویند تو فوتبالت خیلی خوب است. در دبیرستان همیشه مشغول ورزش بودم
نقاش شدن: زنگ هنر را دوست داشتم اما خوب که فکر می کنم هیچ وقت نمره نقاشی من آنقدر بالا نبود و گاهی برایم حوصله سر بر می شد

نقاط قوتتان کجاست؟ نقطه سوم را پیدا کنید

چیزهای زیادی وجود دارد که در زندگی به خوبی انجام می دهیم و اما همه آنها حس قوی بودن به شما نمی دهند. فقط تعداد انگشت شماری از کارهایی وجود دارد که به ما حس قدرتمند بودن را می دهد. آن ها را یادداشت کنید.

حالا چشمانتان را ببندید و زندگی خود را تصور کنید. فکر کنید که زندگی شما فقط معطوف به کارهایی می شد که در آن ها احساس قدرت می کنید. تصور کنید بیشتر کارهایی که نقاط قوتتان نیست را از برنامه انجام روزانه حذف کنید و وقت خود را روی نقاط قوتتان بگذارید.

چقدر زندگی شما جذاب می شود وقتی حس قدرتمند بودن به شما دست بدهد. بجای حس درجا زدن و بیهوده بودن که با کارهای روزمره بیخودی پر شده است.

ورزشکار شدن: وقتی بازی می کنم از ته دل خوشحالم. بازیم عالی نیست اما وقتی گل می زنم احساس می کنم جهان مال من است
نقاش شدن: وقتی نقاشی می کشم از آن خوشحال می شوم و حس خوبی دارم اما نقاشی هایم خیلی خوب نمی شود و تحسین دیگران را ندارد

مقصد مهم برای ما کجاست؟ نقطه چهارم

انرژی شما یک سرمایه است. مانند بنزین. کدام ماشین به مقصد می رسد؟ ماشینی که بیهوده در شهر بچرخد یا ماشینی که در جاده به سمت شهر آرزوها حرکت کند؟

به هر حال ما صبح که بیدار می شویم تا شب راه های مختلفی را طی می کنیم، چه بیهوده و چه در راه درست. راه های کوچک و نصفه ای که هیچ کدام به یک مقصد بزرگ خطم نمی شوند. بلکه فقط زمان ما را هدر می دهند.

شما به عنوان مهم ترین نقطه باید راه خود را پیدا کنید. راهی که مجموعه ای از ۳ گزینه بالا را در خود جای دهد. یعنی راهی که نقطه قوت شما باید، راهی که در آن بتوانید بهترین عملکرد خود را نشان دهید. و راهی که عاشق آن باشید.

وقتی مجموعه این ۴ نقطه را بتوانید پیدا کنید، و ارتباطی صحیح بین آن ها برقرار کنیم یک منطقه مربعی شکل به دست می آید که درون آن منطقه انرژی شما. یعنی هر کاری در این مربع جای بگیرید با توجه به اینکه در منطقه انرژی شما قرار دارد به موفقیت می انجامد و عاقبت آن برای شما خوب خواهد بود. اما هر کاری که در این مربع جای نگیرد و یکی از فاکتورها را نداشته باشد حتماً با شکست مواجه می شوید.

منبع: کارآفرینان جوان

(Visited 3 times, 1 visits today)

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *