جمعه ۲۶ مرداد ۱۳۹۷
۱۰ دروغ رایجی که والدین هرگز نباید به کودکان خود بگویند

۱۰ دروغ رایجی که والدین هرگز نباید به کودکان خود بگویند

دروغگو دشمن خداست؛ این از آن جمله هایی است که با روح و جان بیشترِ ما عجین شده است. آن قدر که پدرومادرمان در دوران کودکی از این جمله استفاده کرده اند تا به ما یاد بدهند که نباید دروغ بگوییم، احتمالا از هیچ عبارت و جمله ی دیگری استفاده نکرده اند. اما حقیقت این است که پدرومادرها، خودشان مدام به کودکان دروغ می گویند؛ فقط بیشتر مواقع متوجه این مسئله نمی شوند. همراه ما باشید تا ببینیم دروغ هایی که پدرها و مادرها به فرزندان شان می گویند چه هستند و چه جایگزین های بهتری برای آن دروغ ها وجود دارد.


خودِ شما هم شاید همیشه به فرزندتان یاد داده اید نباید دروغ بگوید، اما گفتن مداوم این دروغ ها توسط خود شما، هر قدر هم که کوچک باشند، به کودکان یاد می دهند که آنها هم دروغ بگویند. کودکان با خودشان فکر می کنند دروغ گفتن کار بدی نیست، چون بابا و مامان هم دروغ می گویند.

برخی از دروغ هایی که والدین هر روز می گویند؛ بدون آنکه متوجه باشند:

۱. دیگه هیچ وقت برات چیزی نمی خرم
به جای آنکه او را تهدید کنید که دیگر هرگز برایش چیزی نخواهید خرید، او را از چیزی محروم کنید که اکنون و اینجا دارد. این طوری می فهمد که رفتارش چه عواقبی دارد. تنبیه واقع گرایانه ای داشته باشید، مثل محروم کردن چند ساعته از تبلت یا دستگاه بازی و یا از او بخواهید در اتاقش بماند و به کاری که کرده فکر کند.

۲. هیچ وقت نمی ذارم اتفاق بدی برات بیفته

حتما به عنوان پدر یا مادر چنین قصدی دارید، اما چنین چیزی امکان پذیر نیست. شما نمی توانید ۱۰۰ درصد مواقع از فرزندتان محافظت کنید. در عوض، واقعیت را به او بگویید، اما طوری که حس کند از او حمایت می کنید و در عین  حال نسبت به خطرات حقیقی آگاه شود. چیزی بگویید مثل این: «همیشه سعی می کنم از تو محافظت کنم، اما آدم های بدی هم هستند که باید مراقب شان باشی، به همین خاطر می خواهم در فروشگاه مدام کنار من باشی، چون آدم بدها بچه ها را از پدر و مادرشان می گیرند. من مواظب تو هستم، اما اگر تو از من دور شوی، من دیگر آنجا نخواهم بود و ممکن است خودت را به خطر بیندازی.»

 

۳.پارک تعطیله
شما به خوبی می دانید که پارک تعطیل نیست، اما وقت ندارید فرزندتان را به پارک ببرید، چون کارهایی دارید که باید انجام دهید. به جای دروغ گفتن، صادق باشید. «بابا نمی تواند امروز تو را به پارک ببرد، چون باید برای آخر هفته خرید کنیم تا بتوانیم غذا بخوریم و در ضمن کارهای دیگری هم دارم که امروز باید انجام بدهم.» شاید کودک تان غر بزند و اعتراض کند، اما اشکالی ندارد، حقیقت زندگی را می آموزد.

۴. درد نداره، قول می دم
پشت در اتاق تزریقات منتظرید تا نوبت شما شود و کودک تان آمپولش را بزند. او که متوجه این قضیه شده، فریاد می کشد و گریه می کند. شما می خواهید گریه اش را بند بیاورید. اما او گریه می کند، چون می داند شما دروغ می گویید. اولین باری هم که آمپول زده بود، گفته بودید درد ندارد. او این را به خوبی می داند. او از دردی که کشیده فهمیده شما دروغ گفته اید. در عوض به او بگویید که درد کمی دارد، اما خیلی زود تمام می شود. توضیح دهید که او برای به دست آوردن سلامتی اش، به این آمپول نیاز دارد. دروغ نگویید. این دروغ گفتن شما را به سرعت به آدمِ بد ماجرا تبدیل می کند، چون اگر بگویید درد ندارد و بعد هم درد بگیرد، شما مقصر هستید.

۵. تو بهترین نقاش دنیایی، کارت فوق العاده ست!
وقتی خودتان هم واقعا چنین عقیده ای ندارید، فرزندتان را تحسین نکنید. باور کنید یا نه، کودکان آن قدر هم که شما فکر می کنید گول نمی خورند. آنها می توانند متوجه لحن صدا و زبان بدن بشوند و وقتی شما در گفتارتان صداقت ندارید، او متوجه می شود. در عوض می توانید خلاقیت او در کارش را تحسین کنید.

۶. وقت خوابه!


تازه ساعت ۷:۳۰ است و هنوز موقع خواب کودک نرسیده، چون خودتان قبلا ساعت ۸:۰۰ را زمان رفتن به رخت خواب تعیین کرده اید. «وقت آن است که کم کم آماده رفتن به رخت خواب شوی.» در اینجا انتخاب کلمه ها بسیار مهم هستند. شاید منظورتان این بوده که باید کم کم آماده ی رفتن به رخت خواب شود، اما گفته اید: «وقت خواب است.» وقتی فرزندتان بتواند ساعت را بخواند، باید مدام بگویید منظورتان از گفتن این جمله چه بوده و این جمله ای که گفتید چه معنایی دارد! در اینجا ایجاد اعتماد بین شما و فرزندتان است که اهمیت دارد. شاید دروغ کوچک و بی اهمیتی باشد، اما همین دروغ های کوچک و بی اهمیت روی هم جمع شده و تبدیل به مشکل بزرگ تر بی اعتماد می شوند.

۷. نمی دونم اون نقاشی که روی درِ یخچال چسبونده بودی چی شده.
می دانید چه شده است، چون خودتان آن را بیرون انداختید! مسلما نمی توانید هر اثر هنری را که فرزندتان خلق می کند نگه دارید، چون جایش را ندارید. بهترین راه حل آن است که به فرزندتان توضیح دهید. کشو یا جعبه ای را به او نشان دهید که بهترین و ارزشمندترین کارهایش را آنجا نگه می دارید. اگر او می خواهد مطمئن شود که آثار هنری اش محفوظ می ماند، می تواند خودش آنها را در آن جعبه یا کشو بگذارد.

۸. یه دقیقه ی دیگه اونجا هستم
بله، مسلما نیت خوبی دارید. می خواهید آنجا باشید تا او را در پروژه اش یا هر کار دیگری که دارد کمک کنید. اما خودتان هم کاری دارید که باید تمامش کنید. پس واقعیت را به او بگویید. به او بگویید باید قبض ها را پرداخت کنید، و بعد از آن می توانید به او کمک کنید. با گفتن عبارت یک دقیقه ی دیگه، دروغ نگویید، چون ممکن است بیشتر طول بکشد .

۹. اگه نیای، من می رم.
برای وادار کردن فرزندتان به حرکت، به جای استفاده از روش ترساندن، از عواقب مشخص و واقعی استفاده کنید. می توانید بگویید: «اگر در عرض ۵ دقیقه کفش هایت را نپوشی و سوار ماشین نشوی، امشب اجازه نداری تلویزیون تماشا کنی.» و هر دفعه این عواقب را هم به او تحمیل کنید. به این روش، فرزندی خواهید داشت که به شما گوش می کند؛ گوش می کند چون حرف شما ارزش دارد، نه به خاطر ترس از اینکه او را ترک می کنید.

۱۰. برای فلان چیز پول نداریم
به جای دروغ گفتن، به فرزندتان با زبان خودش توضیح دهید. به او بگویید قرار است خانه ی بزرگ تری بخرید و به همین خاطر نمی توانید فلان چیز را برایش تهیه کنید. به او کمک کنید بفهمد که گاهی اوقات برای انجام کاری که به نفع خانواده است، باید از خودگذشتگی کرد. با این کار نه تنها درس زندگی به او می دهید، بلکه دروغ گو هم نمی شوید.

منبع: چطور

(Visited 13 times, 1 visits today)

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *